X
تبلیغات
رایتل

راد سلطان سینمای جهان

تحلیل فیلم بسیار زیبای‏ اطلس ابر - Cloud Atlas

می گن روز مرگ یک فیلمساز زمانیه که فکر کنه بهترین فیلمی که می تونسته رو ساخته و دیگه موفقیتش تکرار نخواهد شد ، واچوسکی ها چه بخوان چه نخوان بهترین فیلمی رو که می تونستن یعنی ماتریکس 1 رو ساختن اما اونها جزء معدود فیلمسازان حال حاظر هستن که جهان بینی جدی و وسیعی دارن ؛ اطلس ابری نه مثل وی به نشانه انتقام سعی می کنه به نقد حکومت های امروزی بپردازه و نه مثل ماتریکس به نقد انسان ها و دنیای امروزی و راه و شرایط رسیدن به مدینه فاضله ؛ بلکه اینبار ، لری و لانا واچوسکی با همراهی تام تیکور و با اقتباس از کتابی تحسین شده به همین نام نوشته دیوید میچل ، از پرورش و تغییر یک روح در طول تاریخ صحبت می کنن ، از پیوستگی انسان ها و تاثیر اعمال اونها بر هم  و در عین حال از یک حرف مشترک در تمامی دوره ها . 

 

اطلس ابری علی رغم اینکه 6 داستان مختلف رو در دوره های بعضا متضاد ( البته با بازیگرانی یکسان) روایت می کنه و با توجه به حضور سه نفر پشت دوربین اما از هر نظر اثری به شدت یکدست و یکپارچست مخصوصا وقتی که بدونید واچوسکی ها با یه گروه مجزا ، داستان های اول ، پنجم و ششم رو کارگردانی کردن و تیکور هم با گروهی مجزا ، داستانهای دوم تا چهارم اما در هیچ سکانس فیلم احساس نامتجانس بودن فضاها و رخدادها با مفهوم و فضای کلی فیلم وجود نداره ؛ حتی وقتی فیلم رگه هایی از اکشن پیدا می کنه ، حتی وقتی تاحدی طنز واردش می شه بازهم ذره ای از مسیرش دور نمی شه ؛ در عین حال نباید نقش طراحی های صحنه بی نقص فیلم رو هم فراموش کرد ، به عبارت بهتر اگر چه فضاها چیزی جز یک عامل مکمل نیستن اما تمام دوره های فیلم از قرن 19 گرفته تا آینده گذشته مانند قرن 24 ، با ظرافت و هوشمندی هرچه تمام تر اجرا شده . در واقع در معمولی ترین حالت ، با فیلمی طرفیم که قدرتی برابر با شش فیلم خوب رو داره .

یکی از جدی ترین خرده هایی که به اطلس ابری گرفته شده ، طولانی بودن اونه ؛ شاید به خاطر این طولانی بودن یه جاهای کوتاهی کمی از کشش فیلم کاسته بشه اما در کل زمان 164 دقیقه فیلم به اندازه و لازمه چرا که فکر نمی کنم به این راحتی ها بشه سکانسی رو پیدا کرد که زائد و بدون استفاده در فیلم قرار گرفته باشه و زمان کمتر از این قطعا می تونست باعث الکن موندن پردازش داستان و شخصیت ها بشه ، حتی سکانسهای غیراخلاقی فیلم با اینکه قابل توجیه نیستن اما پیش افتاده هم نیستن و سعی شده در بطن داستان قرار بگیرن و نباید فراموش کرد که روایت روون داستان های متفاوت ، دیالوگ های پربار در کنار نریشن های به جا و ماندگار و دوری از هرگونه پیچیدگی نمایی ، باعث شده تا داستان های متفاوت فیلم به راحتی مخاطب رو با خودشون همراه بکنه .

همون طور که پیشتر گفتم ، داستان های مختلف فیلم بازیگرهای یکسانی داره (13 بازیگر اصلی ، 64 شخصیت رو ایفا کردن و تمام 52 بازیگر ، 121 شخصیت ) و هنگامیکه در تیتراژ ، بازیگر نقش های مختلف رو نشون می ده تازه مخاطب ، متوجه عظمت و استثنایی بودن گریم فیلم می شه ، در واقع واچوسکی ها ترجیح دادن این تناسخ روح رو با بازیگرهای یکسان نشون بدن که گاهی با روحی طرفیم که در طول قرنها همواره پلید بوده مثل هوگو ویوینگ ، هال بری که در طول روزگاران از نوجوانی مظلوم به زنی جنگجو تبدیل می شه یا روحی که دچار تغییراتی شده مثل تام هنکس (1) اگر چه شاید بشه گفت در معدود مواردی مثل این گریم فوق سنگین روی هالی بری (2) کمی زیادی باشه اما با این توضیحات برعکس نظر منتقدین که بیشترشون با این یکی بودن بازیگرها و گریم مشکل پیدا کرده بودن ، این ایده تونسته تاثیر و استثنایی بودن فیلم رو بیشتر حفظ کنه و اتفاقا در راستای همون مفاهیمی است که واچوسکی ها دنبالش بودن و با عکسی هم که در پایان این متن قرار دادم بیشتر می شه عمق این حرکت رو فهمید .

اطلس ابری فیلمی چند لایه و عمیقه و نمادهای متعددی در اون وجود داره که احتمالا با یکبار دیدن نمی شه به همه ی اونها آگاهی پیدا کرد : از نمادهای کم اهمیت تر مثل یکی بودن شماره سونمی تا شماره اتاق لویزا ری (3) ، تا نمادهایی مثل این تصویر از طبیعت دوران بعد ازسقوط که کاملا شبیه به شهرهای مدرنه ( 4 ) ، زیبا شدن رستوران و یا اتاق سونمی صرفا با ظواهر دیجیتال تا مفهوم بزرگ فیلم که با حرکت دوربین از آسمون به پایین در ابتدای فیلم ، در پایان دوباره به سمت بالا می ره و همون خال مادرزادی خاص رو می بینیم ، در حقیقت یکی از مفاهیمی که بر اون تاکید وجود داره ، نشونه های آسمانی ( الهی ) که در تک تک انسان ها وجود داره و چه قدر هوشمندانه که برای هر کاراکتر مکان متفاوتی داره .

به ساختار و فیلمنامه اطلس ابری تقریبا ایرادی وارد نیست چرا که یک شاهکار سینمایی است اما در بخش محتوایی یه مسئله ی آزاردهنده رو می شه پیدا کرد ؛ واچوسکی ها در فیلم زیبای وی به نشانه انتقام تحت یک داستان تاثیرگذار و ظاهرا عاشقانه ،گریزی بر موضوع همج.ن.س بازی زدن و اون ها رو جزء اقلیت هایی نشون دادن که باید بهشون بها داد ، واقعیت اینه که هیچ وقت امکان ورود مفهوم پاکی مثل عشق به رابطه همج.ن.س بازی وجود نداره . داستان های فیلم اطلس ابری توسط واچوسکی ها چاشنی عاشقانه بیشتری گرفتن که صد البته به بهتر شدن فیلم کمک کرده اما در رابطه بین سیکسمیت و فرویشر باید بگم باعث شده اون ها دوباره داستانی به همون شکل اشاره شده و البته جدی تر رو تکرار کنن ؛ اگرچه سیکسمیت آدم بدی به نظر نمیاد واینجا هم اگر چه ظاهرا عشقی در رابطه ی این دو نفر هست اما مخاطب به هیچ نحوی نمی تونه رابرت فرویشر رو به لحاظ اخلاقی بپذیره چون همون طور که ویویان ایرز بهش گفت اگر چه آهنگساز خیلی خوبیه ولی آدم منحرفیه .

اما یکی از موارد بسیار مهم و قابل بحث فیلم سرانجامشه ، شاید در وهله ی اول خیلی ناامیدکننده باشه که ببینیم نهایت چیزی که انسان ها بهش رسیدن یک زندگی عصرحجری است ، به عبارت دیگه اطلس ابری نه مثل وی به نشانه انتقام می خواد یک حکومت آزاد و مردمی رو نشون بده و نه مثل قسمت اول ماتریکس ، درصد کمی از انسان ها ( انسان های واقعی ) رو لایق یک دنیای پیشرفته ، پاک و کاملا آزاد می دونه بلکه اینبار در نهایت دنیایی به تصویر کشیده می شه که در ظاهر چیزی جز پسرفت رو نصیب اون نسل محدود باقی مونده نکرده و تنها روزنه های به جا مونده از عشقه که هنوز دلیلی برای زندگی گذاشته ، اما در حقیقت زاخاری و مرونیم به نوعی با کمترین امکانات در حال تجربه بهترین و راحت ترین زندگی در مقابل کاراکترهای داستان های دیگه هستن .

شاید به نظربیاد قصد واچوسکی ها و تیکور با کمک افکار میچل ، ترویج نظریات تناسخی باشه اما اونها بیشتر از اصل تناسخ یا وازایش روح ، به اصل دونادون تکیه دارن "چرا که تناسخ به انتقال روح از یک کالبد به کالبد دیگه به صورتی بی هدف و تا ابد و حتی در درون یک حیوان یا گیاه تاکید داره اما اساس دونادون بر تکمیل روح در طول دوران 50 هزار سالست "(5) و واچوسکی ها هم فقط انسان ها رو اصل قرار دادن و حرکت دوربین ابتدایی و انتهایی علاوه بر نشون دادن خلقت و بازگشت روح انسان ها به سمت خدا ، یه جورایی شعر ما ز بالاییم و بالا می رویم رو تداعی می کنه ، اسلام اگرچه کاملا بر این تکامل و بازگشت روح به سمت خدا تاکید ویژه ای داره ولی اصل انتقال مورتاییدش نیست اما اطلس ابری فقط در مورد تاثیر روح ها بر هم نیست چرا که در عین حال می خواد یه تلنگر جدی به همه ی انسان ها بزنه ، درواقع واچوسکی ها در وی به نشانه انتقام ، به شدت در ماتریکس 1 و صد البته در انیماترکیس ، همین هدف رو دنبال کردن و اینجا هم قصدشون اینه که انسان ها از خواب غفلت پاشن و یک زندگی ارزشمند و باعزت رو تجربه کنن .


در مجموع ، تماشاکردن این فیلم ( حتی تماشای چندباره اون ) از اون تجربه های بی نظیری است که تا مدت ها مثلش دیده نخواهد شد مخصوصا اینکه کار باورنکردنی است که یک فیلم مستقل با بودجه 100 میلیون دلاری ساخته باشه و با توجه به اینکه همچنان در اکرانه می شه حداقل به فروشی برابر با هزینش امیدوار بود .

اطلس ابری ، اگر چه به شکلی مغرضانه توسط مجله تایم وحتی ساده انگارانه توسط ویلج وُیس ، به عنوان بدترین فیلم سال درنظرگرفته شده اما با تمام احترام برای مطرح ترین فیلمهای سال باید بگم Cloud Atlas تمامی اونها رو به راحتی کنار می زنه و با اقتدار در صدر قرار می گیره چرا که اطلس ابری اثری است به شدت قابل تامل با محتوایی عظیم که حاصلش برای من ، یکی از بهترین ، هنری ترین و خاص ترین آثار سینمایی است که تا به حال دیدم ؛ حسی که در پس اطلس ابری وجود داره ، حتی قابل مقایسه با بیشتر فیلمهای این سالها نیست . شاید بعضی فیلمها در لحظه و نهایتا تا چند وقت شما رو تحت تاثیر خودشون قرار بدن اما اطلس ابری می تونه برای همیشه و به شکلی عمیق در ذهنتون ماندگار بشه .



نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام خسته نباشید دوست عزیزم وبلاگ عالی داری امیدوارم بهتر از اینم بشه دوست خوبم ما 1 سایت طراحی کردیم برای کمک به کودکان سرطانی محک دوست داری شمام تو این امر خیر کمکی کنید هم از این سایت خرید کنید هم اینکه سایت مارو لینک کنید با اسم خرید شارژ واقعا مرسی باباته پر حرفیه من این سایته http://www.chargo.ir

دوست خوبم لینک کردی باهام در تماس باش تا بتونم ازتون تشکر کنم مرسی
یکشنبه 17 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 11:47 ق.ظ
امتیاز: 0 0